به نام تک نوازنده گیتار عشق
باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟ پس چه شد دیگر؟کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین؟ در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد باز باران باز باران می خورد بر بام خانه بی ترانه بی بهانه شاید هم گم کرده خانه چه کسی میگوید که گرانی شده است...؟ دوره ارزانیست...! دل ربودن ارزان... دل شکستن ارزان... دشمنی ها ارزان... چه شرافت ارزان...! تن عریان ارزان... آبرو قیمت یک تکه نان... و دروغ از همه چیز ارزانتر... قیمت عشق چقدر کم شده است...! کمتر از آب رون... وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت انسان نمیدانم چرا تلخ است گفتارم؟ چرا میگویم از سختی؟ چرا مینالم از تنهایی دنیا؟ چرا اشکم زتنهاییست؟ نمیدانم چرا میسوزم از غربت؟ چرا میترسم از صحبت؟ چرا از همنشینی ها گریزانم؟ چرا تنها و حیرانم؟ نمیدانم نمیدانم...!!!
| Design By : RoozGozar.com |

